تبليغاتX
. . . Welcome to World of Cinema

در نگاه اول می توان گفت فیلم دفتر تنظیم دارای فیلم نامۀ خوب و قابل قبولی است اما در یک نگاه دقیق تر است که ضعف های بعضا ریز و درشت فیلم به چشم مخاطب می آید .

ابتدا از نقاط قوت فیلم شروع می کنم . یکی از امتیازات فیلم بازی (مت دیمون) در نقش دیوید نوریس است . دیمون که در کنار دی کاپریو در چند سال اخیر یکی از بهترین بازیگران مرد هالیوود به شمار می رود با بازی در این نقش ثابت کرد که در کنار شخصیت های اکشنی مانند جیسون بورن و یا شخصیت ورزشی فیلم (Invictus) می تواند نقش یک سناتور جوان آمریکایی را هم به خوبی و باور پذیری اجرا کند .

اما در نقطۀ مقابل دیوید ، آلیس قرار دارد که با انتخاب بد بازیگر این نقش ، این انتخابِ نادرست به یکی از نقاط ضعف فیلم تبدیل شده است .

هرچقدر دیمون خوب و باور پذیر از پس اجرای نقشش برآمده ، امیلی بلانت نتوانسته آنطور که باید و شاید نقشش را بازی کند .

همین بازی ضعیف امیلی بلانت باعث به وجود آمدن پاشنۀ آشیل فیلم ، یعنی عشقی که بین آلیس و دیوید شکل می گیرد شده است .

مخاطب این عشق را از سمت دیوید به راحتی می پذیرد ، زیرا دیمون توانسته در نوع نگاه و بازیش این حس را به مخاطب منتقل کند ، اما پذیرفتن این عشق از سمت آلیس کمی سخت است . زیرا چهرۀ بلانت مناسب اینگونه نقش های حسی و عاطفی نیست . آلیس وقتی به دیوید نگاه می کند بیشتر حس انتقام ! در چشمانش موج می زند تا عشق و دوست داشتن .

از بازی ها که بگذریم میرسیم به قصه و فیلم نامۀ فیلم .

فیلم در کل دو پیام اصلی و هدفمند دارد . اول اینکه عشق عمیق و قلبی ، پابرجا و زنده می ماند ، حتی اگر سه سال بینش وقفه بیفتد ! . این سه سال در فیلم هم خوب تعبیر می شود و هم بد . بد از این جهت که دیوید به دلیل حساسیت شغلیش باید در طول سه سال بتواند به دختری که فقط دو-سه بار با او برخورد داشته فکر نکند و به مسایل سیاسی کشورش و به حیله های تبلیغاتی اش بپردازد .

خوب از آن جهت که همین سه سال شاکلۀ پیام اصلی فیلم یعنی ( عشق راستین پابرجا است ) را پی ریزی می کند .

دوم اینکه انسان اگر اراده کند و بخواهد می تواند سرنوشتش را تغییر دهد . همانطور که دیوید این کار را انجام داد .

یکی از نقاط ضعف فیلم کم نشان دادن عشق از جانب فیلم نامه نویس و کارگردان است . کارگردانی که فقط در چند برخورد کوتاه و گذری عشق را نشان می دهد چه توقعی باید از مخاطب داشته باشد که این عشق را قبول کند ؟ اما چه کنیم ، موضوع فیلم عشق و ایمان به عشق است و چارۀ دیگری جز قبول آن نداریم ، حتی در یک برخورد کوتاه و گذری .

اما در کل فیلم دفتر تنظیم فیلم خوب و جانداری است . فصل پایانی فیلم و فرار دیوید و آلیس در خیابان ها و رفتن از دری به در دیگر ، خوب طراحی و اجرا شده و باعث پدید آمدن یک پایان بندی خوب و زیبا شده است .

همین که فیلم دفتر تنظیم قصه ای دارد که نمی شود پایان آن را دقیقا حدس زد و مخاطب را تا آخر پای فیلم می نشاند خودش نقطۀ عطف بزرگی برای فیلم است . فیلم همچنین توانایی این را دارد که مخاطب بعد از دیدنش مقداری به مسایل فیلم فکر کند و یا با افراد دیگر دربارۀ فیلم و موضوعش بحث کند . دفتر تنظیم با وجود چند ضعفی که در آن وجود دارد یکی از فیلم های زیبای سال 2010 به حساب می آید که از دیدنش اصلا پشیمان نخواهید شد .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت   توسط محمد زندی | 

این بخش ، تازه تاسیس است . شمارۀ اولش است ، فیلم هایی که باید دیده شود را معرفی خواهم کرد ، فرقی هم نمی کند فیلم از کجا باشد و از کدام دیار . . . ممکن است روزی فیلمی از بالیوود یا گرجستان ! معرفی کنم و روزی دیگر از هالیوود و ایتالیا و یا همین سینمای محترم ایران ! . . .

خرسند می شوم اگر با نظرات خود من را راهنمایی کنید .

شما هم اگر فیلم خوب دیدید و اگر دلتان خواست ، معرفی کنید تا اگر ندیده بودم حتما ببینم و درباره اش بسرایم ! . . .

این شما و این اولین شمارۀ  فیلم هایی که باید دید . . .

 

1.   سرزمینی نیست برای پیرمردان ( برادران کوئن )

عالی ، شاهکار ، بسیار بسیار زیبا ، بی نظیر ، فراموش نشدنی و . . .

واقعا در مقابل این اثر برادران کوئن چه می توان گفت ؟ آیا شما غیر از این عبارات را به کار می برید ؟ اگر اینگونه است که یا خیلی بی انصافید یا فیلم این دو برادر را خیلی خوب نفهمیده اید .

وقتی چند روز پیش ، برای دهمین بار این فیلم را دیدم تازه یک سری از نکات ناشکافتۀ فیلم برایم باز شد . نکاتی که در بارها دیده شدن فیلم ، مجال بروز پیدا می کند و مخاطب را شگفت زده می کند . نکاتی مانند : رگه هایی از وسترن ، رگه هایی از طنز ، رگه هایی از فیلم های دزد و پلیسی و . . . .  .

سرزمینی . . . واقعا فیلم زیبا و بی نقصی است . همه چیز فیلم به همه چیزش می آید . همه چیز فیلم عالی است . اصلا همه چیز فیلم درست و حساب شده است . موسیقی ، بازی ، کارگردانی ، تدوین ، فیلم برداری ، ریتم فیلم و . . .  .

فیلم روایت زیبایی دارد : یک فرد معمولی که کیف پولی را پیدا می کند و آن را می دزدد ، یک قاتل حرفه ای و خونسرد که دنبال کیف پول است ، یک کلانتر مستاصل که هم دنبال دزد است ، هم قاتل .

می بینید ؟ روایت جالبی دارد . جالب و دیدنی ، دیدنی و بی نقص .

فیلم نامه دارای چفت و بست است . وقتی برای دهمین بار به تماشایش نشستم دیدم یک پلان اضافی هم ندارد . کل فیلم باید باشد . شاید کم باشد اما زیاد نیست . کم به این جهت که خودِ من دلم می خواست سکانس های خاویر باردم بیشتر از این بود تا بیشتر در این هیبت می دیدمش . اما حیف . . .  .

حیف که این کارِ برادران کوئن است و نمی شود چیزی گفت . . . یکی فلسفه خوانده و دیگری سینما  . . . نتیجه هم که در کارنامۀ درخشانشان مشاهده می فرمایید ، یکی از یکی بهتر و زیباتر ، از فارگو و خون ساده بگیر تا بیا و برس به یک مرد جدی و شهامت . . .

اما در کارنامه شان سرزمینی . . . یک چیز دیگری است . شاه بیتی است برای خودش . کاملترین فیلمشان تا به امروز . در اسکار 2008 بود ( اگر اشتباه نکنم ) که فیلم چند جایزۀ اصلی را نصیب خود کرد . البته به حق . . .

بازی ها بی نظیر است . تامی لی جونز چقدر زیبا سرجایش قرار گرفته و توانسته استیصال و درماندگی را نشان دهد .

جاش برولین چقدر زیبا توانست نقش یک دزد را پیاده کند .

خاویر باردم ( یکی از اسکارها را وی گرفت ) ، چقدر باورنکردنی و زیبا و البته دوست داشتنی ! نقش قاتل خونسرد و یخ را بازی کرد . ( یک بار فیلم را فقط و فقط بخاطر باردم دیدم ) .

موسیقی با اینکه خیلی کم است ( یا اصلا نیست ؟ ) اما خیلی خوب حس می شود .

تدوین فیلم بی نظیر است . سکانس ها به موقع برش خورده اند . البته این تا اندازه ای به دکوپاژ اثر بر می گردد که به عهدۀ خود برادران بوده است .

چقدر زیباست آنجا که اوایل فیلم باردم از پشت سر ماموری که دارد با تلفن حرف می زند بلند می شود و آرام می آید سمتش تا نابودش کند .

دلهرۀ این صحنه را برای دهمین بار هم حس کردم . ( کار که خوب و حرفه ای باشد برای صدمین بار هم حس می شود . .  ) .

چقدر زیباست آنجا که باردم با پیرمرد فروشنده در پمپ بنزین صحبت می کند و بر سر مرگ و زندگی پیرمرد چانه می زند . چقدر سر این سکانس و دیالوگ هایش خندیدم . . . طنز ناب این صحنه را تازه در دهمین مرتبۀ دیدن کشف کردم .

چقدر زیباست آنجا که باردم در پی تعقیب برولین به متل می رسد و پس از دقیقه هایی واقعا نفس گیر برولین فرار می کند و می رود . . . دلهره ای دارد این فصل برای خودش . . .

چقدر زیبا و طنازانه است صحبت های کلانتر با مری جین ، زن برولین . . . و تعریف کردن قضیۀ آن قصاب از زبان کلانتر .

مرگ برولین هم برای خودش حکایتی عجیب و غافلگیرانه است . ( مانند قتل براد پیت به دست جورج کلونی در پس از خواندن بسوزان ، اثر خوب دیگری از همین دو برادر . . . )

چقدر زیباست انتهای فیلم که باردم زخمی و تنها به راه می افتد و می رود . . . کمی بعد کلانتر از خواب هایش می گوید . . . تصویر سیاه می شود . . . . صدای پا می آید . . . . باردم است ؟ یا خواب کلانتر ؟ . . .

چقدر زیباست آنجا که . . .

اگر بخواهم چقدر زیباهای فیلم را بگویم باید چند دفتر را سیاه کنم تا بتوانم حق مطلب را ادا کنم .

برادران کوئن فیلم را از روی رمانی به همین نام نوشته اند . رمانی که بعد از فیلم خیلی ها به سراغش رفتند و تازه آن موقع بود که کشفش کردند . . .

خاصیت فیلم خوب همین است دیگر . . . چه اقتباس هایی که ناموفق بوده اند و به اصل رمان هم ضربه زده اند . اصولا اقتباس ادبی در اکثر موارد موفقیت آمیز نیست . چه شود که مانند همین فیلم ، اقتباس ، خیلی خوب و بهتر از رمان از کار در بیاید .

قرار بود این نوشته نقدی باشد بر فیلم . . . اما نشد . . . به جایش شد نوشتۀ مثبتی از سرزمینی نیست برای پیرمردان .

اصلا در این بخش نمی خواهم نقد بنویسم ، می خواهم یک جور معرفی و تعریف از اثر باشد .

اما همین است . . . . اگر برای این فیلم نقدی هم می نوشتم باز همین ها را باید می نگاشتم ، زیرا فیلم ضعف و کم و کاستی ندارد که بخواهیم درباره اش بحث کنیم و آبروی فیلم و فیلمساز را زیر سوال ببریم ! . . .

خاصیت فیلم خوب همین است ، دست و پای منتقد را می بندد . کلا باید درباره اثر خوب تعریف کرد . . . . و بس .

سرزمینی نیست برای پیرمردان را ببینید ، ضرر نمی کنید ، کسانی که مایلند درس سینما بیاموزند دیدن این فیلم یکی از راه هایش است . ببینید و فرق فیلم خوب و بد را بفهمید .

فعلا . . . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت   توسط محمد زندی | 

به نظر شما بهترین کارگردان هالیوود کیست . . . ؟

برای مشاهده نتایج نظر سنجی و عکس کارگردانان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید . . .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت   توسط محمد زندی | 
سلام . چند وقتی بود این بخش رو بیخیال شده بودم ، اما تصمیم گرفتم دوباره شروعش کنم . .

توی چند روز اخیر فیلم های متعددی دیدم که در زیر یکی یکی بهشون می پردازم . . .

۱. اول از جدیدترین ساخته کارگردان ۲۱ گرم ، عشق سگی و بابل شروع میکنم ، یعنی فیلم ( زیبا ) ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو .

میتونم به جرات بگم فیلم بسیار بسیار خوش ساخت و زیبایی بود و ایناریتو باز هم مخاطبانش رو شگفت زده کرد . فیلمی تاریک و بسیار حرفه ای درباره خلافکاری که زندگی و بچه هاش رو دوست داره اما وقتی میفهمه قراره به زودی بمیره دچار یک تحول اساسی میشه ، منتها از درون .

من به شخصه بعد از دیدن شاهکار برادران کوئن ( سرزمینی نیست برای پیرمردان ) به شدت عاشق و شیفته بازی خاویر باردم مکزیکی شدم ، بعد از دیدن فیلم زیبا این عاشقی و شیفتگی دوبرابر شد و فهمیدم که با یک بازیگر فوق حرفه ای طرفیم . باردم به قدری به شخصیت اوکزبال روح و جان دمیده که فیلم رو فقط یک بار باید بخاطر اون دید . . . .

خلاصه فیلم بسیار زیباییه که به طرفداران سینمای خاص و سینمای ایناریتو توصیه میکنم حتما ببینن ، اونایی هم که فیلم ها رو فقط به خاطر فنون بازیگری می بینن باید این فیلم رو ببینن و معنای بازی و بازیگری رو بفهمن . . . . ( لازم به ذکره که خاویر باردم برای این فیلم پارسال در جشنواره کن جایزه بهترین بازیگر مرد رو گرفت ، و به حق هم گرفت ) . . . . زیبا رو ببینید ، پشیمون نمیشید .

۲. فیلم بعدی که دیدم یکی از کارهای ژان لوک گدار بود . فیلمی به اسم ( زندگی من به سمت زندگی کردن ) . فیلم بدی نبود اما از اون دسته از فیلمایی بود که به نظر میومد گدار تو اوایل راه اندازی موج نوی سینمای فرانسه ساخته ، چون خیلی سعی داشت فضای بیرونی و کافه های پاریس رو به مخاطب تحمیل کنه. . . .به هر حال فیلم خوبی بود ، به خصوص با یه پایان بندی غیر قابل انتظار . آنا کارینا هم خیلی سعی نکرده بود بازی کنه ، فقط خودش بود . . .

۳. ( در دنیای بهتر ) ساخته سوزانا بیر . در اصل میشه گفت شاهکاری کوچک از سوزانا بیر .

خیلی خیلی از فیلم خوشم اومد . یه فیلم جمع و جور و کوچیک اما با حرفی بزرگ . بازیگرای فیلم فوق العاده بودن ، مخصوصا دو تا بچه ای که بیشتر بار فیلم روی دوش اوناست .

این فیلم امسال توی مراسم اسکار جایزه بهترین فیلم خارجی زبان رو گرفت . فقط میتونم بگم فیلم فوق العاده ای بود که حتما باید دید . . . . . .

۴. مونیخ استیون اسپیلبرگ رو هم دیدم . فیلم جدیدی نبود اما من تازه دیدمش . داستان فیلم بر اساس واقعیت شکل گرفته . در سال ( اگه اشتباه نکنم )۱۹۶۲ چند تا تروریست عرب شبانه  داخل ورزشگاهی میرن و یازده ورزشکار اسرائیلی رو میکشن . این حادثه در طی برگذاری المپیک مونبخ رخ داده بود .

اسپیلبرگ هم این واقعه رو دستمابه فیلم دو ساعت و نیمه اش کرده و تحویل مخاطب داده . با اینکه فیلم طولانی بود اما خسته کننده نبود و مخاطب رو تا انتها جذب میکنه . من که خوشم اومد و با فیلم ارتباط برقرار کردم ، اما اریک بانا واسه این نقش خیلی انتخاب خوبی نبود ، اگه اسپیلبرگ از یه بازیگر حرفه ای استفاده میکرد طبعا نتیجه بهتری هم میداد .

به هر حال اگه حوصله اینو دارید که دو ساعت و نیم بشینید و ببینید چرا یازده ورزشکار اسرائیلی در المپیک مونیخ کشته شدند میتونم فیلم مونیخ رو بهتون پیشنهاد بدم . . .

۵. فیلم بعدی که دیدم فیلم ( کلاس ) ساخته لورن کانته و محصول فرانسه بود .

این فیلم دو یا سه سال پیش جایزه نخل طلای بهترین فیلم رو از جشنواره کن دریافت کرده.

فیلم به شدت فیلم هنری ایه ، از اون فیلماست که یا باید منتقد باشید تا بتونید تا انتها تحملش کنید یا مخاطب خاص ، مخاطب معمولی بعد از نیم ساعت فیلم رو میذاره کنار و به جاش، فیلم خشمگین بران ( جدیدترین فیلم نیکلاس کیج ) رو با لذت تماشا میکنه .

کلاس که کل داستانش در یک مدرسه و در یک کلاس میگذره فیلم خوبیه، اما نه برای مخاطب ایرانی.

فیلم توانایی این رو داره که برای مخاطب کشورهایی که توی فیلم اسمی ازشون برده میشه جذاب باشه .

کلاس از اون دسته فیلماست که با یک دید کلی دارای معنی و مفهوم میشه ، اون دید کلی اینه که کلاس رو یک کشور تصور کنیم ( مثل ارتفاع پست حاتمی کیا که وقتی هواپیما رو کشور تصور میکنیم فیلم دارای معنی و مفهوم میشه ) ، کلاس هم دقیقا به همین شکله ، اما باز هم میگم مخاطب ایرانی با این دید هم زیاد نمیتونه با فیلم ارتباط برقرار کنه .

به هر حال فیلم بدی نیست . . . یک بار دیدنش می ارزه .

 پ . ن : شما هم نظرات خودتون رو درباره فیلمایی که من می بینم و مطالبی که دربارشون  مینویسم بگید ، یا اگه خواستید فیلمایی هم که خودتون می بینید رو معرفی کنید . . . . منتظرم . . .

فعلا . . . .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت   توسط محمد زندی | 
 
صفحه نخست
همه چیز درباره من
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.
چارلز اسپنسر چاپلین

تمامی مطالب و نقدهای وبلاگ نوشته خودم است , اگر مطلبی یا نقدی از مجله ای یا کتابی برداشت شود حتما نام نویسنده یا نام کتاب درج خواهد شد.
با تشکر ......... محمد زندی
نویسنده و منتقد سینمایی
عضـو کـانـون سـینـماگـران خـاوران

نوشته های پیشین
اسفند 1390
بهمن 1390
شهریور 1390
خرداد 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
رفقای خوب
حکومت آزاد
عشق تاریک
تــبـعـیدی ( سینما و موسیقی )
فلســـفـه از نگـــاهــی ســــاده
طرفداران فیلم
وبلاگ هوادارن سعید شهروز
خاطرات مــــن
فیــلم ســـال ( فیلمدونی )
نقد و بررسی فیلم
موزیک ایران
فریاد در سکوت
مـــن و هــنــــر
دانلود آهنگ و موزیک ویدئو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM